آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

خرسی

بازم خاله جون مثل همیشه زحمت کشیده و شرمندمون کرده . یه خرسی بزرگ و خوشگل برای آبتین خریده . دست خاله جون درد نکنه.                                   خرس خاکستری ، خرسی آبتین هست و خرس قهوه ای ، خرس خاله جون ...
31 ارديبهشت 1390

بستنی

یکی از خوراکیهای روی زمین که آبتین طلا خیلی دوست داره ، بستنی هست . مخصوصا اگه از نوع Ict Pack باشه که لیوانشو کاملا می شناسه و حسابی براش عکس العمل نشون می ده.                              ...
31 ارديبهشت 1390

دلتنگی مامان

آبتین عزیز ، دلتنگت می شم هر لحظه که ازت دورم عزیزم ساعتها و دقایق چفدر طولانی هستند و من ثانیه شماری می کنم تا به خونه بیام و روی ماهتو دوباره ببینم. هر چند که می دونم تو این ساعتها پیش باباجون و مادرجون بهت خیلی خوش می گذره ، اما من همچنان منتظر لحظه دیدنت هستم و دلتنگت. (27/2/90) ...
27 ارديبهشت 1390

گشت وگذار

جمعه نهار مهمون عمه مامان بودیم خارج از شهر . با مامان و پدر ، مادر جون و باباجون و خاله نسترن و ... کیارش و طاها هم اومده بودند.(23/2/90) خیلی خوش گذشت .                                        اولش خواب بودم ، از خواب که بیدار شدم دیدم یه جای خیلی خوشگلم . بهمین خاطر کلی ذوق کردم . داشتم خوش می گذروندم که خاله جون چپ و راست از من عکس می گرفت .                  &nb...
25 ارديبهشت 1390

دسته گلهای آبتین طلا

طبق سفارش خاله نسترن ، دسته گلهای آبتین رو طی یک هفته قبل می نویسم ١. شکستن عینک بابا جون ، خوب نمی خواست که بشکنه ، ذوق کرد ، عینکو از چشم بابا جون در اورد و با یه پرتاب به روی زمین اونو خورد و خاکشیر کرد. ٢. شکستن دو تا از دکمه های کیبورد کامپیوتر . نمی خواست که بشکنه ، آبتین فقط خواست ببینه زیر اون دکمه ها چه شکلیه. ٣. شکستن دکمه صفحه کلید لب تاپ خاله نسترن ، ....   آبتین : خاله جون ،تازه این اول دسته گلامه ...
21 ارديبهشت 1390

خبر خبر

الان مادر جون زنگ زد و گفت آبتین بدون کمک بعد از اینکه چهار دست و پا میره تونسته بشینه آفرین به آبتین طلای خودم ...
21 ارديبهشت 1390

آبتين دانشمند

ديشب بالاخره آبتين تونست جعبه دستمال كاغذي رو به چنگ بياره .آخه هميشه دوست داشت كه باهاش بازي كنه. خيلي جالب بود به گفته پدر، مثل دانشمندا كه در حال يه كشف بزرگ هستند دونه دونه دستمالها رو از جعبه بيرون مي اورد ، نصفشون مي كرد و پرتشون مي كرد . اين كارو ادامه داد تا جعبه خالي شد . بعدش كه خيالش راحت شد ديگه چيزي تو جعبش نيست  با آرامش راهشو گرفت و رفت يه سمت ديگه. ...
12 ارديبهشت 1390

شهربازي2

روز جمعه 9/2/90 ، آبتين بازم رفت شهر بازي از بچه ها و اسباب بازيها خيلي خوشش اومده بود كلي جيغ كشيد و ذوق كرد. تازه پدر براي آبتين بليط گرفت تا اين پانداي خوشكل آبتين رو  تكون بده .من كه فكر مي كردم بترسه اما پسرم نترسيد و كلي هم خوشش اومده بود و ذوق مي كرد. ...
12 ارديبهشت 1390

آبتين و تسبيح

اينم حاج آقا آبتين بابا جون اين تسبيح رو مختص آبتين گرفته و حسابي شستش ، تا آبتين بتونه اونو با دهن امتحان كنه.( دستش درد نكنه)   ...
12 ارديبهشت 1390

كيو

آبتين ، عزيز مامان ، جمعه كنار درياچه كيو رفته بود و خيلي بهش خوش گذشت .   ...
12 ارديبهشت 1390